Wednesday, July 24, 2013

BAMDADI-8...بامدادی-۸


www.bamdadiha.blogspot.com
فرامرز سلیمانی
با مدادی-٨
:
از حوالی آتش 
باز بر آمدی و سیاوشی 
در این حوالی کسی هزار سال سوکوار آمد شد تو شد 
و بسیاری افرا و سا ر 
که غروبی بر چارچوب در نشست 
و دریچه یی به خاموشی 
شب را لیس می کشید 
از آسمان تندر و باران 
کجا کنایه می کند حجاب تاریکی که بر خانه می گسترد ؟
و باز بر آمدی به باران و تندر 
بر این عزیمت اگر نبودی 
ما را چه وقت 
باز گفتن راز تو بود  ما را چه راز ؟
و در سکوت و سیاهی 
از کوچه گذشتیم 
و پیکر سیمین تو مهتابی را می شست 
ما در نظاره نشستیم 
و ما در نظاره تو نشستیم و عاشقانه خواندیم 
لس آنجلس,اوت دوهزار 

No comments:

Post a Comment