Wednesday, July 24, 2013

BAMDADI-3...بامدادی-۳


www.bamdadiha.blogspot.com
فرامرز سلیمانی 
بامدادی-٣
:
می روم اما  می ما نم 
گذرگاهی که بر آبشار می گذارم
از رنگین کمان و موج می گذرد 
می روم وباز می گردم و می ما نم 
و تو راه های جهان را رفتی به گام های زخمی ت 
بید زار کنار رود بیدار بود و تازیانه بر تن سرباز بلوچ 
انگشتان نازک رنج در هریس قالی می بافت 
یا در مشهد بر کلید سیاه و سپید می رقصید  
و تو به راه های جهان عاشق شدی 
رویارویت می نشینم بر صندلی های شکسته ی لهستانی 
سربازان قدرت از پشت پنجره می گذرند  
سایه ی بلندشان بوریای عصر را هاشور زده است 
و تو کلامی در بند را در کاسه ی دستان مان پنهان می کنی 
و ما نام عزیز تو را به فرزندان مان می سپاریم 
همه ی راه ها را به گام هات سفتی غول زیبا 
و جهان بر نقشه ی عشق پیدا شد 
لس آنجلس , مرداد هفتاد و نه 

No comments:

Post a Comment