www.bamdadiha.blogspot.com
فرامرز سلیمانی
بامدادی-٢١
:
به اندوه خانه ات را می نگرم
که پشت دریا ها و شهر
بوسه بر باد می دهد و
بال می زند
بر افرا و سرو
به اندوه
زنی سیاهپوش
گرد دیوار و بیشه می گردد
تا با روی دهکده
که روشنا ی آفتاب اندوه پریشان کند
و تو بر کاغذ ها و کلام یله می کنی
و مدادهای تازه تراشیده ات
تا آرایش کتاب هات
و تو از صف بلند واژه ها می گذری
تا کوچه یی
که راه می گشاید
به سینی آتش واسپند و کندر
و تو بر کاغذ ها و کتاب ها م
دست آموز و عاشق
یله می کنی
زمستان دوهزار , برکه



No comments:
Post a Comment