Wednesday, July 24, 2013

BAMDADI-12...بامدادی-۱۲


www.bamdadiha.blogspot.com
فرامرز سلیمانی 
بامدادی-١٢
:
ما همه در راه بامداد می خندیدیم 
تا گریه ها مان را پنهان کنیم 
آخرین آواز قمر 
و آن قمری جوان که بال می زد پیش از پرواز 
در شام و شبان شاعری 
نه شور و شتاب 
شراره یی تسلیم نمی شود 
زیرا نمی شکند در درون و آینه و باغ 
با رو و برج بالا بلند می ماند 
بازیار و کبوتر و قلعه هم 
و سرابی که از سر گذشت بی که راه بنماید 
و راهبری که بی سر راه می سپرد 
از راه بامداد می رفتم شب را با تو شبانه ها 
تا جنگل و آتش با پای افق 
که گریه ها مان را پنهان می کرد و پنهان می گریست 
لس آنجلس, مرداد هفتاد و نه  

No comments:

Post a Comment